رمز را فراموش کرده اید؟
AmirAli فریــاد میـزند:
عادت کردم که به ادما عادت نکنم ...| - در تاریخ: ۰۱, مهر, ۹۵ ساعت ۲۲:۴۹
1992-06-30
  • AmirAli Abbaszadeh نوشته یک بلاگ
    ۲۲, شهریور, ۹۶
    توهم دانایی
    زکریای رازی آمد و رفت!   انیشتین آمد و رفت! <p style="text-align:
  • AmirAli Abbaszadeh
    ۲۲, شهریور, ۹۶
    http://dl.pop-music.ir/music/1396/Shahrivar/Ali%20Abdolmaleki%20-%20Nazar%20Beram%20(128).mp3

    http://dl.pop-music.ir/music/1396/Shahrivar/Ali%20Abdolmaleki%20-%20Nazar%20Beram.mp3


    منو از دست نده دلمو پس نده
    به خدا اگه برم واسه دوتاییمون بده

    منو دیوونه نکن بی کس و بی خونه نکن
    دنیایی که با تو ساختمو دیگه ویرونه نکن

    ترانه جدید علی عبدالمالکی نذار برم

    لذت ببرن

    https://t.me/Ali_Abdolmaleki لینک
  • AmirAli Abbaszadeh
    ۱۴, مرداد, ۹۶
    در گذر زمان
    اموختم
    کسی را قضاوت نکنم
    تنها بخاطر انکه
    گناهانش با
    گناهان من
    فرق دارد لینک
  • AmirAli Abbaszadeh
    ۱۴, مرداد, ۹۶
    رابطه با تمام شیرینی اش
    سراسر محدودیت است
    کسی که وارد رابطه میشود در اصل وارد یک زندان شده است!
    وارد یک انفرادی که روی در و دیوارهایش پر از دوستت دارم به زبان ها و رفتارهای مختلف است
    عاشقانه هایی با طعم دلبرانه ی دونفره، که قبل از این آدم های معمولی زندگی تان نثارتان نمیکردند،
    اما این عاشقانه ها تاوان دارد
    تاوانی از جنس محدودیت
    از جنس اولویت
    که هیچ بهانه ای نباید جای اولویت فرد اول زندگی تان را بگیرد
    که اگر گرفت
    که اگر خوشی های گذرای زندگی تان را ترجیح دادید
    ناگزیر از انفرادی آزاد میشوید و انتقال داده میشوید به بند عمومی!
    هر چند شاید رابطه تان پابرجا بماند
    اما دیگر کیفیت قبل را نخواهد داشت.
    البته که هیچ نیرویی نمیتواند انسان را محدود کند
    اما انسان، خود تصمیم میگیرد در انفرادی باشد و ریاضتِ شیرین عشق را به جان بخرد یا در بند عمومی سرگرم آدم هایی که می آیند و چندی بعد میروند.
    حال شما بگویید
    تنهایی واقعی از آن چه کسی ست؟
    آزادی و شلوغیِ کاذبِ بند عمومی
    یا اسارتِ شیرین بند انفرادی؟! لینک
    • 6 نفر این مطلب را دوست داشتند.
  • AmirAli Abbaszadeh
    ۱۴, مرداد, ۹۶
    همیشه فکرم مشغول این بود که چرا آدم های جدید برایمان حکم نوبرانه را دارند!
    حس میکنیم اگر رابطه ی خاص برقرار نکنیم عقب میمانیم ...
    در برابر آدم های جدید مهربانیم، مودبیم، متمدنیم، شوخی میکنیم. اما خانواده مان ما را یک آدم بد خلقِ نچسب میدانند!
    همیشه برای تازه ها خودِ بهترمانیم
    در حالی که کهنه تر ها هوایمان را بیشتر دارند ...
    با کهنه ها، تازه بمانیم ... لینک
  • AmirAli Abbaszadeh
    ۱۴, مرداد, ۹۶
    دلمان نصف شده است
    بین تمام آدمهایی که باید بهشان خودمان را تا ابد ثابت کنیم!
    انگار فقط به دنیا امده ایم که به کسانی که دوستشان داریم نشان دهیم ما خوبیم!
    ما مهربانیم.
    ما با گذشتیم..
    ولی کمی غمگینیم
    کمی با معمولی های اطرافتان فرق داریم...
    بیشتر دلمان روزها میگیرد....
    حتی آنقدر زیاد که راه نفس کشیدنمان برای کیپ شدن بینی و اشکهای فراوانی که برای فهمیده نشدنمان میریزیم...میگیرد!!!
    دلمان به هزار تکه ی کوچک و بزرگ تبدیل میشود...
    وقتی کنار کسانی هستیم که دوستشان داریم و انها به ناممکن ترین راه ممکن مارو از هیچ طریقی نمیفهمند....
    که ما را نمیخوانند...
    که ما را از بحر نیستند!!! لینک
  • محسن قــــوامی نوشت یادداشتی برای AmirAli Abbaszadeh
    ۱۴, مرداد, ۹۶
    دلتنـگ كـه شــدى،
    براى دو نفـر چـاى دارچـين بريز !
    سهمِ خـودت را با ياد مـن،
    تنهـا بنـوش و بگـذار سهـمِ مـن،
    به عـادتِ همـيشـگـى،
    از دهـن بيفـتد ..! لینک