رمز را فراموش کرده اید؟
محسن فریــاد میـزند:
من و مرداب و شب مهتاب ، میرقصند ستارگان در بام اسمان ، من باشم و شقایق ها و خاطرات #مرد تنهای شب| - در تاریخ: ۰۸, آذر, ۹۵ ساعت ۲۱:۰۸
1979-07-24
  • محسن قــــوامی
    ۲۲, مهر, ۰۰
    عمر میگذرد
    و من بیش تر میفهمم
    که هیچ چیز در دنیا
    ارزش گریه کردن را ندارد!
    ما آدم ها مدام چیزهایی را که اسمشان را مصیبت و بدبختی میگذاریم
    در سرزمین افکارمان میچرخانیم و دور میکنیم و همین باعث میشود در صدسالگی حسرتِ لذت نبردن از زندگی را بخوریم!
    شاید کلمه ی رها کردن و فرار کردن برای چنین لحظاتی به وجود آمده اند...
    از غصه هایت فرار کن
    در ناکجا آبادِ درونت رهایش کن؛
    و به دنبال هر چیز که شادت میکند روانه شو...
    زندگی اگر چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد،
    چیزهایی هم برای لبخند زدن دارد

    فقط کافیست از ته دلت بخواهی که زندگی را زندگی کنی. لینک
    • شخصی تا کنون این را دوست نداشته.
  • محسن قــــوامی
    ۰۶, مهر, ۰۰
    با من باش
    از این پاییز
    تا همیشه لینک
    • شخصی تا کنون این را دوست نداشته.
  • محسن قــــوامی
    ۰۳, مهر, ۰۰
    گریستم
    برای ما
    که پاییز نیامده ریختیم ...

    گریستم
    برای بیدهای خسته
    بیدهای مجنون
    که هر چه سبز شوند،
    سرو
    نمیشوند ...

    #معین_دهاز لینک
  • محسن قــــوامی
    ۰۳, مهر, ۰۰
    گفتم :
    بالاخره که فراموشش میکنی. اینجوری نمی مونه
    نفس عمیقی کشید و گفت :
    یاد بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره؛
    با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه
    گفتم : ولی همین که نیستش، کم کم همه چی تموم میشه.
    گفت : بودن بعضی از آدما، تازه از نبودنشون شروع میشه... لینک
    • شخصی تا کنون این را دوست نداشته.
  • محسن قــــوامی
    ۰۱, مهر, ۰۰
    از در بالا رفتم

    پله‌ها را باز کردم

    لباسِ خوابم را خواندم

    و دکمه‌هایِ دعایم را بستم

    ملافه را خاموش کردم

    و چراغِ خوابم را روی سرم کشیدم

    آخ!...از دیشب که مرا بوسید

    همه‌چیز را

    قاطی کرده‌ام لینک
    • شخصی تا کنون این را دوست نداشته.
  • محسن قــــوامی
    ۳۰, شهریور, ۰۰
    تابستان خود را چگونه گذراندید؟

    + منتظر پاییز ماندیم ... لینک
  • محسن قــــوامی
    ۲۴, مرداد, ۰۰
    سال ها بعد
    در مورد ما خواهند نوشت:

    " مردمانی بی تصمیم
    در حاشیه ی جهان خویش،
    گران زندگی می‌کردند اما ارزان می‌مردند ..." لینک