رمز را فراموش کرده اید؟
محسن فریــاد میـزند:
من و مرداب و شب مهتاب ، میرقصند ستارگان در بام اسمان ، من باشم و شقایق ها و خاطرات #مرد تنهای شب| - در تاریخ: ۰۸, آذر, ۹۵ ساعت ۲۱:۰۸
محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۶, آبان, ۰۰ همه

دلتنگی

هر انسانی که نمی‌توانم دوستش بدارم
سرچشمه‌ی اندوهی‌ست ژرف
برای من.
‌؛
هرانسانی که روزی دوستش داشته‌ام
و دیگر نمی‌توانمش دوست بدارم
گامی‌ست به سوی مرگ
برای من.
&zwnj
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۰۲, بهمن, ۹۷ همه

فقط جداییییی.

همـیشـه اویـی کـه وقـت جـدایــی بــیشـتـر زجه مـیـزند عاشـق ترنـمـیـتـواندبـاشـد...
و امـا اویـی کـه وقـت تـنـها مـانـدنـش التـماس نمـیکـنـد
راه را بـاز مـیــگـذارد
پا پیــچ عشـق رفـتـنـی اش نمـیــشـود
نـمـیــتـوانــد آدم ب
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۰۱, بهمن, ۹۷ همه

دور دست ها....

آن وقت ها...
یک دوستت دارم می نوشتیم ...
روی کاغذ، می رفتیم ...
تو راه مدرسه اش. ..
نگاهش می کردیم....
متلک نمی گفتیم. ..
یک جوری که ببیند ...
می گذاشتیم روی کاپوت پیکان سفیدی
که آن گوشه ی پارک بود..
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۸, دی, ۹۷ همه

سیگار....

یه نخ سیگار برداشت، پاکتشو گرفت سمتم..?
برداشتم و فندک گرفتم واسش...
گفت: میدونی که!
گفتم: من آخرش فلسفه‌ی این سیگارِ همیشه خاموش
که از دستت نمیفته رو نفهمیدم...
غرق شده بود انگار...
یهو گفت: اوایل وقتی سی
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۸, دی, ۹۷ همه

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شد

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شد
آمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد
دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم
سبب ِدلخوشی ِامشب و فردایم شد
بس صدا کرده ام او را "عسلم" انگاری
اسم او باعث ِشیرینی ِلبهایم شد
شاعرم کرد غ
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۸, دی, ۹۷ همه

دلبرِ زمستانیِ من!

دلبرِ زمستانیِ من!
این فصل را برای ماندن ترجیح بده،
می خواهم دی را کنجِ دنج ترین کافه برایت عاشقانه های شاملو را زمزمه کنم!
می خواهم شب های سردِ دی را برایت آغوشانه گرم تر رقم بزنم
می خواهم بهمن را کنجِ پنجره ی اتاقمان،برای
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۵, دی, ۹۷ همه

شبیه هیچکس نبودی...

شبیه هیچکس نبودی...
شاید...
همین کافی بود برای اینکه تا آخرعمر دیوانه‌ات‌ بمانم...
خسته بودم
خسته از تکرار...
مدت‌ها بود همه چیز درزندگیم مدام درحال تکرار بود...
وتو غروب ِآن روز ابری آمده بودی تا
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۰, دی, ۹۷ همه

فروغ فرخزاد

بس که لبریزم از تو می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریا ها
بس که لبریزم از تو می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه تو آویزم
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۰, دی, ۹۷ همه

شعر ناب

شـعر نـخوانید
شـعر دلـبستگی می آورد
شـعر دل لـرزه می آورد
شـعر ‌دلــهره می آورد
شـعر دلــتنگی می آورد
مگر نه این است که شعر احسـاس درون ِ شاعر اسـت؟
شعر نـخوانید
برای آنکـه قراره تنهایـش گذاری
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۰, دی, ۹۷ همه

فریدون مشیری

بنفشه‌ای خوشرنگ
دمیده بود در آغوش کوه، از دل ِ سنگ.
به کوه گفتم:
شعرت خوش است و تازه و تر
وگر درست بخواهی، من از تو شاعر تر‌
که شعرت از دل سنگ است و
شعرم از دل ِ تنگ.

ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۰, دی, ۹۷ همه

ادم ها

شاید تقصیر آدمها نیست
که نمیتوانند روی حرفشان ، وعده‌هایشان و احساساتشان بمانند
آنها بر روی زمینی زندگی می‌کنند
که روزی یک‌بار خودش را دور می‌زند ...


ادامه متن...
محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۰, دی, ۹۷ همه

اضافی....

از يك جايى به بعد
خودَت "اضافى" بودن در رابطه را احساس ميكنى!
گاهى زمين و زمان دست به دست هم ميدهند
تا حالى ات كنند،
كه ببين "فلانى"
از اين جا به بعد،
بود و نبودِ تو
فرقى به حالِ مخاطبت ندارد كه ندارد!
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۲۰, دی, ۹۷ همه

پریچهر...

ای پریچهره که آهنگ کلیسا داری
سینه مریم و سیمای مسیحا داری
گرد رخسار تو روح القدس آید به طواف
چو تو ترسابچه آهنگ کلیسا داری
آشیان در سر زلف تو کند طایر قدس
که نهال قد چون شاخۀ طوبا داری
پای من در سر کوی تو به گِ
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۱۶, دی, ۹۷ همه

فریدون مشیری

به انگشت نخی خواهم بست تا فراموش نگردد فردا ، زندگی شیرین است ، زندگی باید کرد . گرچه دیر است ولی ؛ کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ، شاید به سلامت ز سفر برگردد بذر امید بکارم
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۱۶, دی, ۹۷ همه

رقص درون...

هر آدمی در درون خود یک رقص دارد که باید کشف شود... وقتی که رقص درونت را پیدا کردی به شعف وصف ناپذیردست پیدا می کنی ... که همان راه رهاییست...نگاه کن... خورشید با عشق می رقصد...
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۱۶, دی, ۹۷ همه

...........

کلماتم بوی خون گرفته اند قلبم خونین است به دل مگیر دستهایم خیس است چشمانم یارانی است به دل مگیر صدایم میلرزد بغض گلویم است به دل مگیر این ها را من میگویم وتو فقط میگویی میروم رس
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۱۶, دی, ۹۷ همه

خیالباف...

آدم های خیالباف همیشه حالشان خوب است. با کسی که دوستش دارند، به میهمانی می روند، چای می نوشند و می رقصند. شادِ شادند. کسی را که دوستش دارند همیشه هست. نه می رود، نه می میرد، و ن
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۱۶, دی, ۹۷ همه

خیال تو...

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است افسوس که شد دلبر و در دیده گریان تحریر خ
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۱۲, دی, ۹۷ همه

..............

چه رنجی از محبتها کشیدیم
برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا در این همه چشم
ندیدیمو ندیدیمو ندیدیم

سبکباران ساحلها ندیدند
بہ دوش خستگان باریست دنیا

مرا در موج حسرتها رها کرد
عج
ادامه متن...

محسن قــــوامی
محسن قــــوامی
۱۲, دی, ۹۷ همه

اغوش من

چه رنجی از محبتها کشیدیم
برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا در این همه چشم
ندیدیمو ندیدیمو ندیدیم

سبکباران ساحلها ندیدند
بہ دوش خستگان باریست دنیا

مرا در موج حسرتها رها کرد
عج
ادامه متن...